
xa0 xa0امروز بعد از چندین سال دوبار کودکی اوردم همانطور ظریف همانطورکوچکxa0 همانطورمعصومxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 هنوز یک سال بیشتر نداشتxa0 که از دستش دادم هیچ چیز برای یک مادر بدتر از این نمیشود که یک روز برگردی خسته از سرکارت و ببینی پاره ی تنت نیستxa0 و بعد بفهمی رفت است پیش خدا... خاکش هم کرده اند و به تو نگفته اند. بعد از او چندبار دیگر بچه اوردم اما انها دوام نمی اوردند به هفته نمیکشید میمردند اماهیچکدامشان او نمیشد هربار بعد ازمرگ تک تکشان xa0گریه میکردم اما بعد فراموش میشدند اما او...
ادامه مطلب