سوگواری

متن مرتبط با «هراس» در سایت سوگواری نوشته شده است

هراس...

  • نیلوبلاگ

    گرم اغوش منی سر گرم یاددیگران من کجا از وصل خشنودم جدایی بیش از این... شبيه هيچ شده اي !چهره ات را به سردي خاك بسپار.اوج خودم را گم كرده ام.مي ترسم، از لحظه بعد، و از اين پنجره اي كه به روي احساسم گشوده شد.برگي روي فراموشي دستم افتاد: برگ اقاقيا!بوي ترانه اي گمشده مي دهد، بوي لالايي كه روي چهره مادرم نوسان مي كند.از پنجرهغروب را به ديوار كودكي ام تماشا مي كنم.بيهوده بود ، بيهوده بود.اين ديوار ، روي درهاي باغ سبز فرو ريخت.زنجير طلايي بازي ها ، و دريچه روشن قصه ها ، زير اين آوار رفت.آن طرف ، سياهي...

    ادامه مطلب